العلامة المجلسي (مترجم :عطاردى)
139
بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى)
اينكه در او ده خصلت باشد ، خيرش به همه برسد و مردم از شرش در امان باشند ، كارهاى نيك را از خود اندك بداند و كارهاى اندك ديگران را بسيار بشمارد . اگر اندك كار زشتى از او پيدا شد او را زياد بداند ، و اگر زشتيهاى زيادى از ديگران مشاهده نمود آنها را اندك بداند ، اگر مردم از وى حاجات زيادى خواستند خسته نشود و در تمام عمرش از طلب علم دست باز ندارد و خسته نشود ، خوارى نزد او گرامىتر از عزت و فقر در نزد او از ثروت محبوبتر باشد . او در دنيا به روزى اندك قناعت كند ، دهمى نداشته باشد ، مىدانى كه دهمى چيست و آن اين است كه با هر كس برخورد كرد بگويد : او از من بهتر و متقىتر است مردم دو نفر بيشتر نيستند ، مردى از وى بهتر و تقوايش بيشتر است ، و ديگرى بدتر و پستتر مىباشد و هر گاه با كسى كه از او متقىتر است ملاقات كرد در برابر او تواضع كند . اما اگر با كسى كه بدتر از او باشد برخورد كرد ، با خود گويد شايد اين مرد در ظاهر بد مىباشد و باطنش خوب است ، و هر گاه در جامعه چنين فكر كند بر مردمان عصرش برترى پيدا مىكند و به آنان رياست مىنمايد . 19 - مفضل گويد : از امام صادق عليه السّلام شنيدم مىفرمود : مردى به ايمان كامل نمىرسد مگر اينكه در او چهار خصلت باشد ، خلقش نيكو باشد ، و خود را بالاتر از همه نداند از گفتار زياد خوددارى كند و زيادى مالش را بدهد . 20 - حسين بن زيد از حضرت صادق و او از پدرانش از امير المؤمنين عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود : از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله شنيدم فرمود : مؤمن شريف و بزرگوار و كافر فاسد و پست است ، بهترين مؤمن كسى است كه به مؤمنين محبت كند و خيرى نيست در آن كس كه محبت ندارد . فرمود : از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله شنيدم مىفرمود : بدترين مردم كسانى هستند كه با مؤمنان دشمنى مىكنند و با دلهاى خود آنها را دشمن مىدارند ، آنها در منازل و مجالس راه مىروند و سخن چينى مىكنند ، بين دوستان جدائى ايجاد مىنمايند . آنها همواره دنبال عيب مردم هستند ، و از اشخاص بدگوئى مىكنند ، خداوند